من پول نداشتم.

هر از گاهى، نان شب نداشتيم كه بخوريم.

كفش نداشتم.

بخاطر ديدنش كفش خريدم كه مبادا لحظه ى قرار، دلش را بزنم و مرا پس بزند.

موهايم ژوليده بودند.

بخاطرش موهايم را اصلاح كردم.

از ريش بدش مى آمد.

ريش هايم را زدم.

عينك نميزدم.

بخاطر ديدنش، عينك آفتابى خريدم كه مايه ى اُفت شخصيتش نباشم.

حسابم در بانك زياد پول نداشت.

بخاطر او، تمامش را خرج كردم كه مردِ موردِ علاقه اش باشم.

ولى نيامد.

من زندگيم را، داراييم را، پولِ نانِ شبم را و تمامم را باختم بخاطر معشوقى كه شايد بدونِ اين ها، او را هم از دست ميدادم.

امّا باز هم نيامد.


غمگینم خوشحالم گاهی هیچم بخاطر ,خريدم ,مبادا لحظه ,بخاطر ديدنش منبع

مشخصات

تبلیغات

آخرین ارسال ها

آخرین جستجو ها

تخفیفان طراح حرفه ای سازه بهترین سایت donaload خدمات مجالس آریامن دان موزیک | دانلود اهنگ | سایت دان موزیک